تبليغاتX
الکوثر
  الکوثر
 


دعا برای تعجیل ظهور امام زمان (ع) :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امتیازات خانمها
پست شماره: 4

بسم الله الرحمن الرحیم

فرمایشات استاد معظم حضرت آیت الله ابطحی در مورد امتیازات خانمها

·        خدای تعالی حدود 16 امتیاز برای خانمها قرار داده که اگر زن قدر خودش را بداند خدا اینها را برای مردها قرار نداده است اولین و دومین امتیاز اینکه خدای تعالی در عالم ذر وقتی که ارواح به ذراتی شبیه به همین بدن تعلق پیدا کردند و از آنها میثاق گرفت، به هرکدام از آنها در دو صفت بارز پروردگار بهتر عمل کردند لطف خاصی داشت، در عالم ذر هر روحی که مهربانی خاصش نسبت به دیگران بیشتر بود خدای تعالی از یک صفت دیگر او را بهره مند کرد و آن حالت پرورش و ربوبیت بود. خدای تعالی در سوره حمد دو مرتبه اسم رحیمیتش را ذکر کرده و یک مرتبه هم رب العالمین خودش را معرفی کرده است. درمیان ارواح هر روحی که رحیمتر، مهربانتر بود به او ربوبیت عنایت کرد و مظهر ربوبیت خدای تعالی گردید، لذا این ارواح را در قالب زن قرار داد. در عالم ذر دو امتیاز قابل توجه به خانمها عنایت کرده که از دو صفت بسیار مهمش آنها را برخوردار کرده که در دنیا که آمدند اینهامربی فرزند باشند، مهربانی خدا را داشته باشند. یک مهربانی خاص که بطور جدی این مهربانی در مردها پیدا نمی شود و آن ربوبیت یافت نمی شود.مهربانیی که یک خانم برای فرزندش دارد در مقایسه با پدر آن فرزند قابل مقایسه نیست.

·        سومین امتیاز این است که خدای تعالی زن را 5 الی 6 سال زودتر از مرد به حضور پذیرفته که ای کاش دنیای بانوان این مسائل را درک می کردند. زن در 9 سالگی می تواند بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین بلکه واجب است با خدا ارتباط داشته باشد. وقتی که انسان تکلیف می شود یعنی اینکه خدا او را آدم حساب کرده، او را با خودش مأنوس قرار داده. تکلیف یک بار سنگینی نیست که بگویید چرا بر دوش این دختر بچه گذاشته و بر دوش آن پسر بچه نگذاشته.تکلیف یعنی ارتباط با پروردگار. یعنی آنقدر ارزش پیدا کرده یک فرد مکلف که می تواند اوامر پروردگار را انجام بدهد  و با خدا حرف بزند. آنقدر این دختر ارزش پیدا کرده که می تواند با خدا مناجات کند و خدا را تکبیر و تسبیح بگوید. اگر شما دو نفر باهم پشت در اتاق رئیس جمهور باشید. یکی را زودتر به داخل بطلبند و دیگری را ساعتی بعد. شما چه قضاوت می کنید؟ می گویید او نزدیکتر بود، ارزش بیشتری داشت. بنابراین خانمها اگر زودتر مکلف می شوند برای تکلیف زیادتر نیست. آنهایی که نه قرآن و نه اسلام را می فهمند اینجور فکر می کنند والّا چه از این بهتر که با خدا روبرو شوند. این امتیاز سوم.

·        و اما شما می بینید وقتی که خانمها در سن بالاتری قرار می گیرند، خدا فرموده است ازدواج باید بکنید. چهارمین مسأله مهم ولو ممکن است شما برایش ارزش قائل نباشید، مسأله پیشنهاد ازدواج است. شما در خطبه ازدواج می بینید که زن باید بگوید انکحتُ من خودم انتخاب می کنم. اگر زن پسندید می تواند ازدواج کند و اگر نپسندید دیگر پیشنهاد ازدواج با زن خواهد بود.

·        مسأله بعد که از امتیازات خانمهاست این است که با اینکه هر دو با هم ازدواج می کنند، هر دو مساوی از زندگی لذت می برند، اما مرد باید مهر بدهد و زن باید مهر بگیرد. دختری که می خواهد عروس بشود با اینکه پیشنهاد ازدواج باید از جانب او باشد مهر هم باید بگیرد. روایت دارد اگر یک شوهری خواست یک پوست گاوی را پر از طلا بکند و به عنوان مهر بدهد جایز است و نباید چیزی ازش پس بگیرند.

·        بنابراین با همه اینها که مهریه اینطور و انتخاب آنطور، خدای تعالی پدر مهربان را بالای سر دختر جوان گذاشته برای اینکه انسان خودش ممکن است تحت تأثیر احساسات واقع بشود ولی پدر واقع نمی شود. نگویید این سلب آزادی است. نه، این رعایت حال توست. پدر احساساتی نشده، تو احساساتی شدی. خدای نکرده همه زندگی ات را به باد می دهی. پدر را ناظر بر اعمال تو به خصوص درباره ازدواج قرار داده اینهم از امتیازات است. ولی پسر هر کاری کرد بکند دودش به چشم خودش می رود.

·        امتیاز دیگر این است که مرد باید تمام نفقه زن را بدهد. حتی کارهای خانه که زن روی محبت و لطافت انجام می دهد باید مرد انجام دهد. مخارج لباس، غذا و تمام چیزها را باید مرد بدهد. خانم است که باید توی خانه استراحت کند و زندگی معمولیش را بکند. یعنی خدای تعالی نخواسته یک خانم به اندازه اینکه من چی باید بخورم و چی بپوشم و خرجم را چطور در بیاورم فکرش مشغول باشد. می گوید کس دیگری را مأمور این کار کردم تو با خیال راحت در خانه بنشین و با من مأنوس بشو.

·        همین حجابی که دنیای غرب می گوید زن حجاب نداشته باشد و از زیبایی او استفاده بشود که کالای آنها را بخرند برای زن امتیاز است. اسلام می گوید صورت زن زیباست، وجود زن بسیار پر ارزش است و باید از مردان نامحرم مخفی باشد. شما اگر چیز قیمتی داشته باشید آن را در معرض دزد قرار نمی دهید. شما یک انگشتر قیمتی دارید این را مخفی می کنید چون ممکن است کسی آن را بدزدد. اسلام دستور داده زن را در حجاب قرار دهید. حجاب یکی از امتیازاتی است که خدا برای زن قائل شده چون او محبوبه خداست و خدا او را دوست دارد.

·        بعضی احکام دین هست که شما خیال می کنید اینها تحقیر زن است اما اینطور نیست. مثلا در احکام اسلام است که اگر پدری فوت کرد نیمی از ارث را به دختر بدهید. و دوبرابر به پسر. این یکی از امتیازات خانمها است که نیمی از ارث را به آنها می دهند. چون اسلام گفته یک خانم اگر پدر دارد که خدا فرموده خرج او را باید پدر بدهد و اگر در خانه شوهر است شوهر باید بدهد و اگر زنی نه شوهر داشت و نه پدر و نه کسی که مخارج او را بدهد باید از بیت المال به او بدهند. این ارث فقط پول توجیبی است والّا معنا ندارد حتی همان نیم ارث را بهش بدهند. این نیمی از ارث مال مهربانی و لطف پروردگار است.

·        دیگر اینکه گفته اند قضاوت به عده زن نباشد. اگر مردها می توانستند از قضاوت فرار کنند، فرار می کردند. دو نفری که پیش قاضی می آیند قطعا یکی از آنها ناراحت بر می گردد. خدای تعالی نخواسته از خانمها کسی ناراحت بشود. دو نفر می آیند پیش قاضی، او حکم می کند که حق با این است. آن یکی بدش می اید. خانمها را مهربانیی که دارند ممکن است این مهربانی کار دستشان بدهد و ممکن است قضاوت را درست انجام ندهد لذا گفته اند قاضی نشود.

·        اینکه شهادت زن نصف شهادت یک مرد است. آدمهای کم عقل می گوید اسلام بین زن و مرد تبعیض قائل شده اما اسلام می گوید شخصیت زن والاتر از این است که بخواهند او را به هر دعواو معرکه ای بکشانند. کسی که برای شهادت صحنه ای که دیده می رود، همان جلوی قاضی رفتن و قسم خوردن و سین جیم شدن انسان را ناراحت می کند. اسلام برای زن اینقدر ارزش قائل شده که به همین اندازه هم نخواسته فکرش مخدوش شود.

·        دیگر می بینید که کارهای سنگین را به زن وانگذاشته اند. نگفته اند کار مردها را بکند به خاطر این است که زنها یک کارهایی انجام می دهند که مردها نمی توانند. برای مردها تربیت فرزند و بچه داری بسیار سنگین است ولی برای زن بسیار راحت است. کارهای سنگین مثل بنایی و سنگ تراشی و یا اداره رفتن و با ارباب رجوع سرو کله زدن را گفته اند خانمها نکنند روی محبتی که به خانمها دارند. شما دو تا بچه داشته باشید به یکی کار بگویید به آن یکی نگویید به کدام یکی بیشتر محبت کردید. مخصوصا کارها ی پر زحمت و سنگین. ضعیف بودن جسم زن نسبت به مرد امتیاز است. چون بیشتر از این برای مقصدی که خدا او را خلق کرده نیاز نداشته. به قدری که نیاز بوده در دنیا به همسرداری و تربیت فرزند بپردازد خدای تعالی جسمی در اختیارش قرار داده است.

·         خدای تعالی تنها برای شیر دادن فرزند چقدر ثواب برای زن تعیین کرده و عجیب تر آنکه برای حالت عادت ماهانه که یک روز عادت ماهانه بهتر است از عبادت یکسال که شبها قیام کنیدو روزها روزه بگیرید. این روایت را می توانید از کتابهای مستدرک الوسائل و از قطب راوندی در لب الالباب پیدا کنید. از این مهمتر که گاهی انسان باورش نمی آید. به هر قطره ای از بدنش آب غسل می ریزد خدا یک چشمه ای در بهشت به زن عنایت می کند و به هر مویی در سر او قصری در بهشت به او می دهد. خدا با کی این کار را کرده؟ خدا به شما خانمها محبت داشته. می خواهد اجر فوق العاده ای به شما بدهد که به این بهانه عنایت می فرماید.

·        زنها را بطور کلی خدا زیباتر از مرد خلق کرده و سالمتر و ظریفتر. با وجود اینکه عوارض وجودی شان از نظر زایمان و عادت ماهانه بیشتر از مرد است اما مردها صدمه بیشتر می خورند.

·        دیگر اینکه حیای زن بیشتر از مرد است. این حیا از جانب خداست. شما بسنجید جوانهای زن را با جوانهای مرد، دیندار و بی دین، کدامشان باحیاترند؟ کدام یک این لطف پروردگار بیشتر بهشان عنایت شده؟ شما اگر بی حجاب یا کم حجاب عبور کنید، صد تا جوان به شما نگاه می کنند اما اگر از بین خانمها انسان عبور کند می بیند چشمهای بدی به انسان دوخته نمی شود. این حیای آنهاست. این یکی از امتیازات خانمهاست.  

·        یک چیزی که شاید پایان این مسائل باشد عرض می کنم که شخصی از پیغمبر اکرم سوال کرد که من به کی نیکی کنم؟ فرمود به مادرت دفعه دوم و سوم سوال کرد فرمود به مادرت. دفعه چهارم به پدرت. یعنی سه برابر محبتی که شما دارید باید به مادر بکنید. چرا؟ چون خدا مادر تو را بیشتر از پدرت دوست دارد. خدا شما را دوست دارد. زنها محبوبه خدا هستند. همین امتیازات را چرا خدا به مردها نداده؟ متأسفانه خیال می کنید اگر کارهای مردها را بکنید امتیاز دارید. در صورتیکه امتیاز از دست داده اید. بعضی از خانمها می گویند چرا شما می گویید دختر دانشگاه نرود. طبیب و مهندس نشود. من چنین چیزی نگفتم. من می گویم تو محبوبه خدا هستی. اول خدا را بشناس. عقایدت را درست کن. علوم واجب را انجام بده. که پیغمبر اکرم فرمود انما العلم ثلاثه منحصرا علم سه تاست. این علوم را یاد بگیر. اول اعتقادات شما اگر بزرگترین طبیب روی زمین بشوید تا لب گور به دردتان می خورد. اما اگر اعتقاداتت درست نبود مستقیم به جهنم می برندت و تا ابد باید بسوزی. این زیر بنای همه خوبیهاست. دوم تزکیه نفس که مسائل و ا حکامی دارد. کار و زحمت دارد. سوم احکامتان. وظیفه زن اول این است که علوم اهل بیت را یاد بگیرد، اعتقاداتش را درست کند. معارفش را درست یاد بگیرد و بعد اگر وقت اضافی داشت از علوم دیگر هم استفاده کند. مربی باشد، فرزندانش را تربیت کند. مهربان باشد نسبت به فرزندان. خوب شوهر داری بکند. زن و مردی که مساوی با هم حرکت بکنند در مسیر کمالات زن خیلی پیشتر از مرد موفق خواهد شد. پیشتر خواهد رفت. بشرط اینکه به خودتان ضعف نشان ندهید.

 



+ | نوشته شده در: جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
حکمت ناب
پست شماره: 3

                                              حکمت ناب

اثبات عالم ارواح

·        خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید ولقد یسرنا القرآن للذکر ما قرآن را آسان قرار دادیم للذکر برای یاد آوری. یاد آوری آنچه که در عالم ارواح به انسانها تعلیم داده است. خدای تعالی وقتی که ارواح مقدس پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام را خلق فرمود در همان لحظه بدون هیچگونه فاصله  تمام علوم و حقایق را به صورت معلومات به ایشان عنایت فرمود و بعد در عالم ارواح یک مقدار بسیار کمی از  آن علوم را خاندان عصمت و طهارت به ما تعلیم دادند و در اذهانمان تثبیت کردند. بنابراین همه حقایق و معارفی که بشر در دنیا برای امتحان دادن و درآخرت برای زندگی کردن لازم داشته در عالم ارواح به او تعلیم داده شده است. نهایتا برای تثبیت این معارف دو هزار سال روح انسان مشغول یاد گرفتن و در خلقت ثبت کردن این حقایق و معارف بود. اما روایت دارد که موقع تولد انسان همه چیز را فراموش می کند، هر چه که در عالم ارواح بهش یاد داده اند یادش می رود. اینجا این سوال مطرح است که اگر می خواست یادمان برود چرا به ما یاد داده اند؟ فرق است بین یاد آمدن و یاد نداشتن و تعلیم گرفتن. انسان یک چیزی را دیده و می شناسد ولی فراموش کرده وقتی که بهش رسید همه چیز آن یادش می آید، خیلی سریع. اما چیزی که یاد نگرفته وقتی به او رسید در مقابلش بی تفاوت است. مثلا شما یک کامپیوتر بسیار پر محتوایی را که همه علوم و معارف درش هست مثلا 30 سال قبل دیده اید و دیگر از آن جدا شده اید و هم چیز آن را فراموش کرده اید به مجرد اینکه به این کامپیوتر می رسید یادتان می آید. شاید در یک لحظه همه آ نچه را که فراموش کرده اید یادتان می آید. اما اگر برخورد اولیه نبود و با آنچه در کامپیوتر قرار دارد قبلا آشنا نبودید حتی اگر بگویند در این جعبه شیشه ای اینهمه علم خوابیده شاید باورتان نیاید. ما در این دنیا متذکر علوم عالم ارواح باید بشویم نه اینکه تازه بخواهیم یاد بگیریم. تذکر از ذکر و از یاد و یاد آمدن می آید . یک چیزی را انسان بلد شده، یک مدتی فاصله انداخته یادش رفته، مثلا شما رفتید زبان انگلیسی را یاد گرفته اید، مدتی مراجعه نکردید یادتان رفته. مخصوصا اگر فاصله ای بین یاد گرفتن و فراموش کردن باشد. شما در عالم ارواح همه علوم را یاد گرفته اید همین الان هم به یاد دارید منتها یک مقدار باید به یادتان بیاورند. مثلا شما هیچ تا به حال به این اتاق نیامدید الان که می آیید یاد می گیرید که سقفش چطور است، لوسترهایش چه شکلی اند. دفعه دوم اگر خصوصیات اتاق را فراموش کرده باشید تا نگاه کنید یادتان می آید. ما در عالم بعد از رحم مادر و در دوران خردسالی و بازهای کودکی و تارسیدیم به سن بلوغ در این مدت همه چیز یادمان رفت. بهمین دلیل قرآن برای یاد آوری است. به ما می گویند ببین خدا هست به این دلیل. دلیل یعنی راهنمایی. خدایی هست. شما می گویید بله خداست هست قبول کردم. چه چیزی را قبول کردی؟ همان را که یادمان داده اند یادمان آمد. می گویند ظلم بد است نکن. متوجه می شوید که نباید ظلم کنید. این یاد آمدن است. شما اگر توانستید به یک حیوان حالی کنید که ظلم کردن بد است چون آنها تعلیمات عالم ارواح را نداشته اند. خدای تعالی در قرآن خطاب به پیغمبر اکرم می فرماید انما انت مذکر. چز این نیست که تو مذکری یاد آوری کننده ای. هر معلمی اگر می خواهد شاگردانش را یاد آوری کند همانچه را که بهش تعلیم داده یاد آوری می کند. پیغمبر اکرم مذکر است یعنی یاد آورِ آنچه خودش تعلیم داده. لذا همه جای قرآن کریم صحبت از ذکر و مذکر است. اینکه شما یک وقتی با ما بودید، یک وقتی بلی گفتید. در روزی که خدا در عالم ذر ارواح فرزندان و ذریه حضرت آدم را در معرض دید ملائکه قرار داد گفت الست بربکم آیا من رب شما نیستم. اگر یک بازاری توی کوچه بیاید به شما بگوید من مربی شما نیستم؟ می گویید من تو را نمی شناسم. الان یک نفر بیاید بگوید توی مدرسه من مربی تو نبودم؟ اگر او را نشناسی می گویی نه. شاگرد باید مربی را بشناسد. به مجرد اینکه خدای تعالی فرمود الست بربکم، دیدید شاگردهای مدرسه چطور دسته جمعی جواب می دهند. بدون معطلی، بلافاصله ارواح بشر به خدای تعالی عرض کردند بلی. قالوا بلی. این بلی معنایش این است که ما هرچه یاد داریم از تو داریم. وسیله اش کی بوده؟ خاندان عصمت و طهارت. خود ائمه می فرمایند بنا عرف الله به واسطه ما خدا شناخته شد. خدا را تعلیم دادند به ما آنچنان که یاد گرفتیم. بر این اساس است که وقتی دلیلی می آورند می گوییم بله خدا هست. این بله گفتن همان است که دفعه دوم که وارد اتاق می شوید می گویید بله من اینها را قبول دارم. آن دلیل هم همان کسی است که دست شمارا می گیرد و به اتاق می آورد. بنابراین اینها ذکر است، یادآوری است. در سوره یاسین می فرماید الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان آیا من عهد نکردم با شما ای بنی آدم که بندگی شیطان را نکنید. و ان اعبدونی و مرا عبادت کنید. اینکه می گویی: بله درست است نباید بندگی شیطان را کرد باید خدا را بندگی کرد. این تصدیق کردن یعنی وارد اتاق شده ای و می گویی بله این همان اتاق است. آیات دیگر هم هست و از همه مهمتر در سوره حمد که میگویی ایاک نعبد خدایا من تنها تو را عبادت می کنم. چرا؟ برای اینکه فطرت من، عقل من اینطور می گوید. پس بنابراین بهترین کار و لازمترین کار و شرط اولیه رسیدن به حقایق بندگی خداست.

جلسه امتحان دنیا

·        وقتی که متولد شده ایم خدا یک آمپول نسیانی به مازده برای اینکه بتوانیم امتحان صحیحی بدهیم. زندگی دنیا یک جلسه امتحان است. شما را یک جلسه امتحانی ببرند و بخواهند امتحان کنند ببینند به آینده تان چه فکر می کنید و گذشته را چقدر به یاد دارید. یک ممتحن زرنگی هم باشد. یک قدری سالن امتحان را نقاشی می کند که شما از در وارد می شوید اصلا از امتحان یادتان برود. همانطوری که الان ما شده ایم. تا 15 سالگی که بچه بودیم اسباب بازی خدای ما بود، به تکلیف رسیدیم تحصیلات و شغل و اینده خدای ما شد. بعد هم که زن گرفتیم زن خدای ما شد، بچه دار شدیم بچه خدای ما شد. و بقیه چیزها. ارتباط با خدا هم قطع. طبیعت زندگی توی دنیا ارتباط ما را با خدا قطع کرده و شیطان هم فعالیت کرده، به به عجب نقشی روی این دیوار است. یک ربع بیشتر وقت نداری رفتی توی نقش دیوار. صندلیها را جورواجور گذاشته اند. یکی مبله است یکی هم شکسته. انسان می گوید آقا چرا اینجور؟ کلی هم دعوا سر این مساله! یکی زن است، یکی مرد است. شما خودتان حساب کنید. همش فکرمان توی این است که چرا او مبل دارد من ندارم. نه مبل ظاهری، مبل جلسه امتحان. چرا او را گفتند آنجا بشین من را اینجا؟! خیلی آدم فعالی باشد می رود پیش ممتحن، چرا فرق گذاشتی؟ چرا خدا به من بچه نداده؟! ما 10 سال است ازدواج کرده ایم هنوز بچه دار نشدیم. به تو چه!!! تو امتحانت را بده بچه می خواهی چکار؟ خدای تعالی نمی خواهد از این کارخانه بچه خارج کند. به تو چه!!! ما آمدیم اینجا امتحان بدهیم. هیچوقت شده وارد جلسه امتحان بشوید وقتتان هم محدود باشد به این مسائل اصلا فکر کنید؟ می گویی بنشینم امتحان بدهم، حالا هرچه هست، صندلی هم شکسته است، زود امتحان بدهم بروم بیرون. حواستان جمع امتحان باشد. تو اینجا نیامدی سر صندلی، و سر جا و مکان و هر چه خدا داده بحث کنی.  من امتحان بدهم زودتر این مجلس را ترک کنم و نمره ام 20 بشود هرچه می خواهد بشود. شما زمانتان خیلی محدود است. وقت امتحان خیلی محدود است. تمام فکرتان این باشد که وقتی روح از بدنتان بیرون می آید به دستتان یک ورقه ای بدهند که انسان نگاه که می کند ببیند زیرش نمره 20 نوشته شده ان شاءالله انسان این را مراقب باشد.

لزوم تزکیه نفس و کسب کمالات

·        انسان حسابی آن انسانی است که از حیوان متمایز باشد. نمی شود تمام صفات یک حیوان را یک انسان داشته باشد فقط بخاطر اینکه روی دو پا راه می رود اسمش انسان باشد. اگر انسان همیشه به فکر خوردن و خوابیدن و لذت بردن از مسائل دنیایی باشد و به فکر زندگی ابدی خود نباشد این انسان نیست. انسانی که همه افکارش معصیت و زشتی و انحراف است انسان نیست. انسان آن کسی است که اقتدا به رسول اکرم کرده باشد که و لکم فی رسول الله اسوه حسنه. باید اقتدا به پیغمبر اکرم و 12 امام و فاطمه زهرا بکند این انسان است. اگر به شما یک نمونه ای دادند و گفتند هر کجا یک چنین چیزی را  پیدا کردید اسمش این است، شما اسم آن چیز را روی چیزهای دیگر نمی گذارید. هرچه هم شبیه باشد، حالا شما یک حیوان پیدا کردید یک خرده ای شبیه به انسان است نمی گوییدش انسان. انسان ارزش و اهمیتش، انسانیتش به روحش و صفات حمیده اش است. انسان باشید، تزکیه نفس کنید تا اینکه روحتان تمیز بشود. حواستان جمع باشد. باید خودتان را بسازید، تمیز کنید خدای تعالی 11 قسم می خورد که قد افلح من زکیها به تحقیق رستگاری مال کسی است که تزکیه نفس بکند. این عین این است که شما بروید به سازمان آب بگویید یک انشعاب  آب به ما بدهید. می گویند برو آن لوله را تمیزش کن اصلا  آن آب مال تو است. تو بگویی نه من حوصله تمیز کردن لوله و مجرای آب را ندارم. خدای تعالی می گوید اگر میخواهی رستگار بشوی موفق بشوی، به آب حیات برسی آبی که و من الماء کل شیء حی  آبی که حیات تو به آن است. این لوله را تمیز کن، این قلبت را پاک کن. دلت را سالم کن از کینه توزیها، حسادتها، تکبرها، و صفات رذیله مختلف. پاک کن تا ما آب را جاری کنیم لاسقینا هم ماءاً غدقاً. اگر یک لوله آبی باشد که منبع آب است، یک تشنه ای هم اینطرف ایستاده، یک لوله آب پر از میکروب و کثافت. هیچوقت سازمان آب توی این لوله آب جاری نمی کند. اگر انسان قلبش پر از میکروب و صفات رذیله باشد خدای تعالی که حکیم است، حکمت را بر زبان این شخص برای دیگران جاری نمی کند. اگر شماها اهل تزکیه نفس باشید باید خودتان را پاک کنید. پاکی یعنی چه؟ یعنی نباید آزارم لااقل به همنوعم برسد، پاکی یعنی حسادت نداشته باش، کبر و غرور نداشته باش، بدخواه دیگران نباش، صفات رذیله نداشته باش، این یک قدم کوتاهی است در راه رسیدن به حقیقت.

 



+ | نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: الکوثر |

آخرين مطالب
نکته
کور و بینای واقعی
برکت در ماه رمضان
مغفرت پروردگار
رحمت خاص الخاص پروردگار

ماه میهمانی خدا
احیا ذکر
مسافر دنيا
لیله القدر
مصیبت حضرت زهرا وگریه با معرفت
امام زمان بر اعمال ما ناظر است.
حقیقت دنیا
معرفت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
خصوصیات اصحاب امام زمان علیه السلام
عبادالرحمان شويم.
ولادت امام کاظم علیه السلام
حق محمد و آل محمد
کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا
عشق را باور کنیم


منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

نویسندگان

توضيحات


بار الها: مادامی که عمر من در طاعت تو صرف گردد مرا زنده بدار و چنانچه عمرم چراگاه شیطان شود پیش از آنکه گرفتار خشم و غضب تو گردم جانم را بستان.
امام سجاد، صحیفه سجادیه، دعای مکارم اخلاق

دسته بندی ها
شناخت و معرفت به امام زمان
فاطمه فاطمه است
محرم ماه شهادت
تزکیه نفس

آرشيو مطالب
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

عناوین مطالب وبلاگ

پیوندها
سايت عصر ظهور
آيت الله سيد حسن ابطحي چه مي گفت؟
راهی بی انتها
بشری (رهنما)
مظلومان
پايگاه عقايد
يكي از شاگردان حضرت آيت الله ابطحي
به ياد عهدمان
نهر حكمت
عالم ماورا
غذاي روح
نورالانوار
مرد آسماني
سپاه مهدي
راه نور
اسوه
در محضر استاد
ما الحقيقه؟
طوطي صفت
ايران اسلام
راه فاطمه عليها السلام
ظهور صغري
سيد حسن ابطحي كيست؟
عرش و فرش
راه رستگاري
مهدويت وآخرالزمان
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ

Copy Right © http://alkowsar.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH