تبليغاتX
الکوثر
  الکوثر
 


دعا برای تعجیل ظهور امام زمان (ع) :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
غدیر خم
پست شماره: 34

با عرض تبریک و تهنیت بزرگترین عید اسلامی، خدمت شما دوستان و سروران عزیزم.

فرمایشات استاد عزیزم در عید غدیر ۱۴۲۶

در این روز این جمله وارد شده الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب و الائمه و سفارش کردند مؤمنین که به هم می رسند این جمله را بگویند برای هم متذکر شوند. ما اگر می خواهیم در صراط مستقم حرکت کنیم باید عید غدیر را آنطوری که خداوند متعال اهمیت داده و خاندان عصمت و طهارت این اهمیت دادن الهی را به ما رساندند اهمیت بدهیم.

یک سالک الی الله باید فهیم باشد. از آثار فهم این است که آنچه محبوبش دوست دارد و اهمیت می دهد او هم دوست داشته باشد و به آن اهمیت بدهد و آنچه محبوبش اکراه دارد و دوست ندارد سالک الی الله باید دوری بکند تا همین اثری بگذارد در لفظ بین محب و محبوب که حجابهایی را ازمیان این دو بردارند تا به هم متصل شوند. سنخیت ایجاد کنند. خدا که ذاتش مستغنی و بی نیاز است. آنچه که اهمیت داده به این جهت بوده که نفعی داشته برای مخلوقاتش. همین روز عید غدیر آنقدر اهمیت دارد که چهار آیه برایش نازل شده است و این همه به آن اهمیت داده شده است. بیائیم عید غدیر را از طرف خودمان بررسی کنیم. تا به حال از آن طرف جریانات زیادی نقل شده. واقعه عظیمی که در این روز رخ داده و ثبت شده در تاریخ و الی الابد هم هست. اما وظیفه ما به عنوان سالک الی الله و کسی که در معرض این واقعه قرار گرفتیم؛ این بادی که وزیدن گرفته همان روز ساکن نشده، سکون نگرفته بلکه وزش پیدا کرده در طول سالها و قرنها در اماکن مختلف تا به زمان ما و به ما رسیده و این لحظه که ما اینجا نشستیم در روز غدیر از بعضی جهات در همان واقعه قرار گرفتیم. در این روز خداوند درِ استثنائی را برای بندگانش و مخلوقات صاحب اختیارش باز فرمود. دانشگاهی را به طور رسمی افتتاح فرمود و رسول اکرم وقتی روی جهاز شترها قرار گرفت بارّ عام داد برای ورود به این دانشگاه، برای همه، آزاد است بیائید. نه کنکوری دارد نه امتحان ورودی. نه نیازی به گذراندن برخی مسائل دارد. این بارّ عام در هر سال در این روز داده می شود. اگر ما خودمان را در حجاب قرار ندهیم این بار عام داده می شود. لازمه اش و شرط ورود به این دانشگاه و بهره مند شدن از همه افاضات و علوم و نعمتهای فراوانی که خداوند در نظر گرفته در این دانشگاه برای اعضایش، شرط ورودش فقط یک بیعت کردن است. بیعت کنید و وارد شوید و سعادتمند گردید. وقتی وارد این دانشگاه شدید بهشتتان شروع می شود. فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی؛ مگر دنبال آسایش نیستید؟ مگر دنبال راحتی و رفاه نیستید؟ طبعا هر انسانی می خواهد آنچه را که برایش آسایش دارد انتخاب کند و به سعادت و راحتی بالاتری برسد. حتی برای خوابیدن دنبال رختخواب راحت تری می گردد. حال شما انسانها، شما بشری که ا ینهمه به راحتی و رفاه و سعادتتان اهمیت می دهید بیائید داخل این حصار شوید. این حصار شما را از آنچه به آسایش و رفاه شما خلل می رساند حفظ می کند. بیائید از قَدَر الهی استفاده ببرید نه گرفتار قضای الهی شوید. که خدا مقدر فرموده بود انسان تحت ولایت خاندان عصمت و طهارت بدون کوچکترین گزند و دغدغه خاطری به کمالات روحی و آرامش مطلق برسد. اما اگر ما در بیعتی که خدا از همه ما گرفته و در روز غدیر تجدیدش کرده کوتاهی کردیم خدا قضاوت می کند که از امامتان جدا باشید، محرومیت بکشید. محرومیت از امام معصوم برابر است با مبتلا شدن به انواع سختیها و گرفتاریها و مشقات. ما مثل طفلی هستیم در دامان امام زمان. طفل وقتی در دامان مادر قرار می گیرد، مادر همه فکر و ذهن و تلاشش صرف مراقبت از فرزندش است. حتی خواب به چشمش نمی آید. تا وقتی بچه در دامان مادر باشد هیچ چیز نمی تواند به او آسیب برساند اما اگر از آغوش مادر جدا شد حتی حشره ضعیفی هم او را مورد اذیت وآزار قرار میدهد. اگر انسان در دامان امام زمانش که رب اوست قرار گرفت او صدها برابرِ محبت مادر را به او ابراز کرده و آنچه برایش مضر است از او دفع می کند و هر چه برایش مفید باشد برایش فراهم می سازد. دامان امام زمان، مدار محبت و ولایت و پیروی از امام زمانu برای ما بهشت است. بهشت انسان جایی است که کوچکترین دغدغه ای نداشته باشد. ما وارد بهشت شویم ولی دور از اماممان باشیم چه نفعی برایمان دارد؟ تا کی می خواهیم در آن بهشت سرگرم نعمتهای ظاهری الهی باشیم؟ آن بهشت واقعی که همه بهشتیها چشم به آنجا دوخته و مست لذت بردن هستند آغوش امیر المومنین است. رسول اکرم بعد از 23 سال سختی کشیدن، تلاش کردند که انسانها را آماده کنند تا یک بارّ عام بدهند، در را باز کنند بگویند همه شما به این لیاقت رسیدید، ارزش پیدا کردید، بیائید تا بهره مند شوید و به آن بهشت برسید. لازمه اش بیعت کردن است. بیعت از بیع می آید، یعنی انسان خودش را بفروشد. این را دقت داشته باشید. چه چیزی را انسان بفروشد؟ جانش را، مالش را، آبرویش را، هر چه که در حیطه اختیارش است با بیعت کردن در اختیار طرف مقابل قرار می دهد. من از خودم هر اختیاری داشتم سلب کردم و ملکیتش را به تو دادم. تو تصمیم گیرنده باش. شما وقتی می روید در یک بنگاه خانه یا ماشینی را می فروشید و پائین سند را امضا می کنید، این امضا کردن یعنی سلب مالکیت از خود و تفویض کردن مالکیت به طرف مقابل، وقتی که شما فروختید از این لحظه دیگر شما صاحب مال نیستید. صاحب ماشین و منزل نیستید. او شده صاحب. هر کار دلش خواست انجام بدهد مختار است. خواست خانه را خراب می کند. شما دیگر نمی توانید بگوئید آقا این خانه را من زحمت کشیدم درست کردم، آجر روی آجر گذاشتم، چرا خرابش می کنی! می گوید به شما مربوط نیست. شما فروختید به من چرا دخالت می کنی؟ یا هر روز نمی گوئید این اتومبیلی که به تو فروختم سر بزنم ببینم در چه وضعیتی است. بیعت اینطور است. پس انسان باید با آگاهی، با بصیرت بیعت بکند. آن هم با اهلش، با کسی که انسان می داند او ولی است. یعنی فرمان دهنده ی با محبت است به ما. ما عالم به صلاح و مصلحت خود نیستیم واگر باشیم قدرت و توانش را نداریم. ولی امام معصومu هم علمش را دارد و هم قدرتش را. پس ما باید خود را به او متصل کنیم. یک قطره هیچ کار از عهده اش بر نمی آید. اگر یک قطره را بریزید پای یک گل حتی به پایین نرسیده  بخار شده رفته. ولی اگر این قطره متصل شد به دریا دیگر نمی گویند قطره می گویند: دریا. می گویند: رود. می تواند یک بیابان وسیعی را ببرد زیر کشت و زرع و با طراوت بکند. بیعت کردن یعنی اینطور شدن. یعنی از قطره متصل به دریا شدن و دریا شدن. ما قطره ای هستیم، چیزی از عهده مان برنمی آید. نه توان داریم، نه علم داریم، حتی نمی توانیم خودمان را حفظ کنیم. پس می پیوندیم به اقیانوس بی انتهای امامت علی بن ابیطالب که او قدرت الله است. امیرالمؤمنین هم منتسب به خداست. وجه الله است. آن علمش علم الهی است. او از راسخین در علم است. او رکن توحید است. اگر ما خودمان را سپردیم به او، همه عنان و اختیارمان را دادیم دست امیرالمؤمنین که فرمان دهنده ی با محبتی است، یک قدرتمند با اقتدار و با محبت، لذا ما هم موحد می شویم. اولین فایده اش چیست؟ اولین چیزی که برایمان پیش می آید چیست؟ از شرک پاک می شویم. ما را می شویند، شستشو می دهند، کثافت شرک را از ما پاک می کنند، موحد می شویم. وقتی موحد شدیم ، متصل می شویم به دریای علم، حالا هر کسی به اندازه ی ظرفیتش برداشت می کند. علم هم آن چیزی است که به انسان حیات ابدی می دهد، حیات طیبه می دهد و آسایش و راحتی می آورد. حتی برای زندگی عادی. شما در یک منزل اگر می خواهید راحت زندگی کنید هر چه علمتان بیشتر باشد، آسایشتان بیشتر است. انسان که زندگی ابدی دارد هر چه علمش بیشتر باشد، آسایش و راحتی و درجه اش بیشتر است. لذا وقتی که متصل شدیم علم به ما می دهند. علمی که لازم است برای اینکه ما برسیم به آن سعادت و آرامش. طریقه ی زندگی کردن در بهشت را هم بدانیم. گاهی اوقات انسان جهلش، عدم فهمش او را محروم می کند. الان ببینید شیعیان اینطورند، معادن علم در بینشان هست، در اختیارشان خدا قرار داده، معدن خیر و برکت هست ولی از فقر و مرض و گرفتاری و مشقت رنج می برند و در تنگنا قرار گرفتند، چرا؟ چون طریقه استفاده از این معدن را نمی دانند. چون کلید را گم کرده اند و خودشان را محروم کردند. این تأسفش بیشتر است. الان شرح حال ما شیعیان اینطور است. این معادن را خدا در اختیار ما قرار داده است. راه سعادت و خوشبختی را در اختیار ما قرار داده ولی ما جهل داریم بر استفاده کردنش. والا 1174 سال این معدن علم امام زمانu روی کره زمین از طرف ما مردم بلا استفاده واقع نمیشد. اگر فیضی می بریم از آنطرف است. امام زمانu دارد فیض می رسانند و الا از طرف ما که استفاده ای نمی شود. اگر هم بشود بسیار اندک، بسیار اندک. پس ببینید راه و طریق را گم کردیم. آدم باید برای بهره مند شدن از این معدن علم داشته باشد. علم استفاده از این نعمت الهی را.

یک وقت هست شما جایی می روید انواع و اقسام وسیله ها را قرار دادند، وسیله های پیشرفته و مدرن را ولی چون علمش را ندارید نمی توانید درست استفاده کنید. ما در مورد اهل بیت اینطوریم. راه استفاده از این نعمت و ورود به این بهشت الهی بیعت است. آنهم بیعتی به معنای کامل و جامع. انسان خود را به طور کامل بفروشد به امام زمانش. جان و مال و همه اختیارات را تفویض بکند به معصوم. امام معصوم هم که رب ماست، تربیت می کند و آن بهشتی که ما همه به دنبالش هستیم در اختیار ما قرار می دهد.

باید در این روز جشن ولادت زندگی را زیر سایه امیرالمومنین و ائمه اطهار علیهم السلام برگزار کنیم و با امام زمانمان تجدید بیعت کنیم و فکر کنیم هم اکنون نیز در غدیر خم نشسته ایم. لذا رسول اکرم برای ما که امروز پای خطبه غدیر خم نشسته ایم، در آن روز مفصلا به معرفی حضرت بقیة الله پرداخت و فرمود: «الا ان خاتم الائمه منا القائم المهدی» بدانید که آخرین امام از ما اهل بیت است و نامش حضرت قائم مهدی است. و سپس جملات بسیار عمیقی در معرفی مقام حضرت ولی عصر و کاری که در جهان برپا می کند و شیوه آن حضرت در زمان ظهور همه را بیان فرمود. پس ما در هر عید غدیر در محضر امام عصر نشسته ایم و باید با او تجدید بیعت کنیم که او همان خاتم الائمه و آخرین امام معصوم است.

خدایا تو شاهد باش  ما علی را دوست داریم و از این لحظه به بعد با محبت علی مطیع تو و مطیع پیغمبر و مطیع علی بن ابیطالب و مطیع امام زمانمان هستیم. خدایا دست هایمان را به دست های امام زمانمان برسان.



+ | نوشته شده در: سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تو حالا مرا صدا زدی
پست شماره: 33

بسم الله الرحمن الرحيم

 

آخر ماه ذي القعده سالگرد شهادت حضرت جواد الائمه تسليت باد.

 

زير آسمان تاريك زندان مردي دلتنگ و محزون زانوي غربت در بغل گرفته بود، او اباصلت خادم حضرت رضا بود كه بعد از شهادت آن حضرت دستگير و حبس شده بود. او كه زماني همجوار محبوب ترين خلق خدا در روي كره زمين بود اينك مونسي جز تنهائي و تاريكي نداشت. دلش براي آن همه مهرباني ها و ناز و نوازشهاي مولايش تنگ شده بود.

خدايا، كجا رفت آن امام رئوف، كجا رفت آن غمخوار و دلسوز مردم. قايق فكر اباصلت او را در امواج خاطراتي زيبا با مولا و سرورش اين طرف و آن طرف مي برد. به دنبال ساحل نجات بود. آخر او الان يك سال است كه در اين زندان محبوس است.

لحظات شهادت مولا و سرورش حضرت رضا را به ياد مي آورد. آن صحنه هاي سوزناك، قلب اباصلت را ذوب و به اشك گرم تبديل مي كرد و امام جواد را به ياد آورد كه چگونه در يك چشم به هم زدن از مدينه به طوس تشريف  آورد، از درب بسته وارد شد و سر مقدس پدر را به دامان گرفت.

ناگهان اباصلت تكاني خورد و مطلبي نوراني فكرش را روشن كرد. با خود گفت پس آن حضرت كه قدرت خدا در دست اوست مي تواند داخل زندان شده و مرا نجات دهد. با قلب سرشار از اميد و يقين امام زمانش را صدا زد:

يا جواد الائمه ادركني.....

در اين شب سياهم گم گشته راه مقصود   از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت

ناگهان پرده سياه شب كنار رفت و خورشيد جمال امام جواد در زندان طلوع كرد.

چه شب زيبائي، موسم تنهائي و دلگيري اباصلت ديگر به پايان رسيد.

اباصلت از پشت پرده ي اشك به امام زمانش عرض كرد: آقا چرا بعد از يك سال به فريادم رسيديد؟

امام فرمود: تو الان به ياد ما افتادي و حالا ما را صدا زدي!

و با اين كليد در سعادت به روي اباصلت گشوده شد.

و اينك مائيم در زندان غيبت!!! زنداني كه تاريكي جهل و ناداني ظالمين به آن سايه افكنده. عنكبوتهاي فساد و فحشا و گرسنگي و درماندگي از در و ديوار بالا مي روند.

آيا اگر همه باهم امام زمانمان را بخواهيم به فريادمان نمي رسد؟! و اگر بگوييم: آقا چرا اينقدر دير آمديد؟ نمي فرمايد: ما منتظر شما بوديم شما حالا ما را خواستيد......

 

مجله خورشيد مكه شماره 8 ص 15



+ | نوشته شده در: جمعه هشتم آذر 1387 توسط: الکوثر |

آخرين مطالب
کور و بینای واقعی
برکت در ماه رمضان
مغفرت پروردگار
رحمت خاص الخاص پروردگار

ماه میهمانی خدا
احیا ذکر
مسافر دنيا
لیله القدر
مصیبت حضرت زهرا وگریه با معرفت
امام زمان بر اعمال ما ناظر است.
حقیقت دنیا
معرفت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
خصوصیات اصحاب امام زمان علیه السلام
عبادالرحمان شويم.
ولادت امام کاظم علیه السلام
حق محمد و آل محمد
کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا
عشق را باور کنیم
امر ولایت دشوار است


منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

نویسندگان

توضيحات


بار الها: مادامی که عمر من در طاعت تو صرف گردد مرا زنده بدار و چنانچه عمرم چراگاه شیطان شود پیش از آنکه گرفتار خشم و غضب تو گردم جانم را بستان.
امام سجاد، صحیفه سجادیه، دعای مکارم اخلاق

دسته بندی ها
شناخت و معرفت به امام زمان
فاطمه فاطمه است
محرم ماه شهادت
تزکیه نفس

آرشيو مطالب
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

عناوین مطالب وبلاگ

پیوندها
سايت عصر ظهور
آيت الله سيد حسن ابطحي چه مي گفت؟
راهی بی انتها
بشری (رهنما)
مظلومان
پايگاه عقايد
يكي از شاگردان حضرت آيت الله ابطحي
به ياد عهدمان
نهر حكمت
عالم ماورا
غذاي روح
نورالانوار
مرد آسماني
سپاه مهدي
راه نور
اسوه
در محضر استاد
ما الحقيقه؟
طوطي صفت
ايران اسلام
راه فاطمه عليها السلام
ظهور صغري
سيد حسن ابطحي كيست؟
عرش و فرش
راه رستگاري
مهدويت وآخرالزمان
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ

Copy Right © http://alkowsar.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH