تبليغاتX
الکوثر
  الکوثر
 


دعا برای تعجیل ظهور امام زمان (ع) :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
برکت در ماه رمضان
پست شماره: 54

بركت در ماه رمضان

ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما دوستان عزيز و تبريك فرا رسيدن عيد سعيد فطر.

روزهاي پاياني ماه رمضان را پشت سر مي گذاريم. و عيد سعيد فطر را در پيش رو داريم. در پست پاياني اين  ماه مبارك قصد داريم در مورد بركت در ماه رمضان صحبت كنيم كه يكي از سه نوع غذايي است كه پروردگار مهربان ارواح بشر را با آن پذيرايي مي كند.

بركت در فارسي به معناي افزوني و زياده شدن است و بوجود آمدن آنچه كه انسان توقع ندارد. بركتي كه در اين ضيافت الله است آن چيزي است كه انسان هم براي آينده اش ذخيره مي كند و هم زياده تر از آنچه كه انسان فكرش را نمي كند به او مي رسد. مثلا شما خيال مي كنيد اگر به مالتان خدا بركت داد، يعني يك مقدار پول داري، اين با بهره هاي مختلفي كه نصيبش شده بركت پيدا كرده ولي اصل موضوع آنهم در ضيافت الله غير از اين است. بركت، بركت مادي نيست. شما از عالم ذر و ارواح كه گذشتيد، در اين دنيا چند روزي كه هستيد و مي خواهيد امتحان بدهيد، دنياي بسيار زودگذري است، آن بركتي كه خدا در ماه رمضان سر اين سفره احسان به شما مي دهد، بيشتر براي عالم آخرتتون مفيد است. بركتي مي دهد كه اگر تمام زندگي عالم آخرتتون خرج كنيد باز هم داريد. گاهي در روايات آمده كه يك سبحان الله گفتن، كه يك مرتبه حضرت يونس گفت سبحانك، از حبس ابدي كه قرار بود حضرت يونس تا ابد زنداني بماند بيرون آمد. شما چقدر سبحان الله در اين ماه گفتيد. بي حساب،! خداي تعالي در اين ماه از زبان پيغمبر اكرم فرموده: انفاسكم فيه تسبيح نفسي كه مي كشيد هر كدام يك سبحان الله است. سبحان اللهي كه زنداني ابدي تا روز قيامت را نجات داده. ببينيد چقدر بركت دارد اين ماه. انفاسكم فيه تسبيح.

يك نفس مي كشيد، نفسي كه مجبوريد بكشيد، در اختيار شما نيست، زحمتي برايتان كه ندارد بماند مايه زندگي است. تند تند اين ملائكه موكل شما با نفس شما در نامه اعمالتان تسبيح مي نويسند. يعني ميليارد ميليارد ميليارد ها  چيزي كه بتوانيد در قيامت خرجش كنيد. كه اگر بخواهيد حساب كنيد در شبانه روز انسان چند دفعه نفس مي كشد؟! يكماه نفس كشيدن، تسبيح كردن و هر تسبيحي آنقدر پرارزش كه ميليارد ميليارد زمان حبس حضرت يونس را مي شود با آن خريد. اين معني بركت است.

انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده. خوابتون چطور؟ همين دو چيزي كه سبب راحتي شماست انتخاب كرده، خوابتون عبادت است. بخواب عزيزم! اي خداي مهربان چقدر تو دوست داشتني هستي و ما از تو غافليم. بخواب، من برايت عبادت مي نويسم. نومكم فيه عباده اينها معني بركت است. يك همچين سفره اي انداخته اند در ماه رمضان كه كم كم دارد اين سفره برداشته مي شود و خداي تعالي در پايان مهماني پذيرايي خاصي را براي مهمانانش در نظر گرفته كه اميدواريم همه ما نهايت استفاده را در اين ماه عزيز از رحمت و بركت و مغفرت الهي برده باشيم و در شب عيد فطرنيز كه خداي مهربان پاداش روزه داري را عنايت مي فرمايد از الطاف خاصه اش بهره مند گرديم.

التماس دعا



+ | نوشته شده در: پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مغفرت پروردگار
پست شماره: 53

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در اين پست قصد داريم راجع به مغفرت پروردگار و چگونگي بهره مند شدن از اين غذا بر سر سفره احسان پروردگار صحبت كنيم.

شرط بهره مند شدن از اين سفره الهي اول داشتن دعوت است و دوم داشتن اشتهاست. يكوقت انسان اشتها دارد ولي غذا نيست، يكوقت هم غذا موجود است اما انسان اشتها ندارد. انسان بايد در ماههاي رجب و شعبان كه خداي تعالي قبل از ماه رمضان قرار داده ذائقه اش را باز كند، خودش را بسازد، يك ذائقه اي پيدا كند كه هرچه مي تواند از اين سفره استفاده نمايد.

كساني كه در اين ماه با آنكه شيطان در غل و زنجير است و زمينه اي براي فعاليت ندارد، باز هم معصيت و گناه مي كنند، اينها مريضهايي هستند كه نمي توانند از مغفرت پروردگار استفاده كنند. زيرا خداي تعالي در اين ماه در سر سفره احسانش كه غذاهاي متنوع روحي قرار داده يك بخشش مغفرت است، مغفرت مال كسي است كه آن را طلب كند. اگر انسان در اين ماه باز هم قصد گناه داشته باشد و مغفرت پروردگار را طلب نكند مانند مريضي است كه سر سفره پرنعمتي نشسته باشد ولي بهيچوجه ذائقه خوردن هيچ نوع غذا را نداشته باشد. اقلّ غذايي كه در اين ماه بايد انسان استفاده كند مغفرت است. يعني بايد همه آمرزيده شوم، همه از گناهان پاك شويم، اگر كسي باز هم گناه كرد معلوم است كه اين نيت را ندارد و نمي خواهد كه از مغفرت پروردگار استفاده كند.

حضرت يونس وقتي كه متوجه اشتباهش شد گفت لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين خدايا تو پاك و منزهي اين منم كه به خودم ظلم كردم. كه خداي تعالي مي فرمايد: فلولا انه كان من المسبحين كه اگر او از مسبحين و تسبيح كنندگان نبود تا قيامت در شكم ماهي مي ماند. معني تسبيح اين است كه ضعف خودش را پيدا كرد و خود را اصلاح نمود. چرا ما صبح تا شب مي گوييم: سبحانك اني كنت من الظالمين اما هيچ خبري نمي شود. چون هنوز درگير آن ظلمت هستيم و عملا قدمي بر نمي داريم. اگر عمل بدت را اصلاح كردي تسبيح كرده اي. خدا در اين آيه نمي فرمايد فلولا انه كان من المستغفرين از استغفار كنندگان نبود. من المسبحين يعني ضعفي كه سبب شد او در شكم ماهي گرفتار شود آن ضعف را بيرون ريخت. اين براي ما درس است. اين شبها مثل حضرت يونس باشيد از مسبحين. كه وقتي ملائكه نازل مي شوند و پرونده شما را نزد امام زمان مي برند در شب قدر در مقابل هر عمل بد و ضعفهاي روحيتان نوشته شده باشد: انه كان من المسبحين. يعني در عين گفتن ذكر يونسيه عملا درجهت اصلاح عيوب و ضعفهايتان بكوشيد تا از مغفرت پروردگار بهره مند گرديد.

موفق باشيد و التماس دعا



+ | نوشته شده در: جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
رحمت خاص الخاص پروردگار
پست شماره: 52

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه ضيافت الهي است ماهي كه بشر بايد نهايت استفاده را از خوان گسترده الهي كه با رحمت و بركت و مغفرت همراه است ببرد. گفتيم كسي كه از رحمت الهي بهره ببرد نشانه هايي دارد. اگر كسي به يك سالن غذاخوري برود و مثلا چلوكبابي بخورد بدنش بوي كباب مي گيرد. كسي هم كه در اين ماه بر سر سفره رحمت الهي نشسته و استفاده كرده بايد بوي رحمت گرفته باشد، بوي رحمت يعني اينكه انسان اعمالش ناشي از رحمت الهي است، گفتارش توأم با رحمت است، صفاتش پيچيده شده با رحمت، تند صحبت نمي كند، غضب نمي كند،زبانش به خير مي چرخد، رنگ و بوي عطوفت گرفته، براي كمك رساندن و ياري ديگران قدم بر ميدارد، براي كساني كه بيشتر استفاده برده باشند زبانشان به حكمت باز مي شود. عمل شخص سرشار از ملاطفت و گذشت و اخلاص است، به همه نيكي مي كند و به همه نظر لطف و رحمت دارد. دعوا و بغض و غضب نشانه اين است كه اين شخص بهره اي از رحمت الهي نبرده است. در اين ماه بايد خود را تحت بارش رحمت الهي قرار دهيم.

 استاد بزرگوارم مي فرمودند: رحمت خاص الخاص الهي همان صلوات است. اگر مي خواهيد صلوات و رحمت خدا شامل حالتان شود سه راه وجود دارد: اول صلوات فرستادن كه در اعمال اين ماه هم ذكر شده است زيرا در روايات هست كه هركس صلوات بفرستد خدا و ملائكه نيز متقابلا بر او صلوات مي فرستند.

دوم: صدقه دادن زيرا خداي تعالي در قران خطاب به رسول اكرم مي فرمايد: خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها ان صلوتك سكن لهم. اي رسول از اموال ايشان صدقه بگير تا بوسيله آن، آنها را پاك و تطهير و تزكيه كني و بر آنها صلوات بفرست كه صلوات تو مايه آرامش آنهاست.

و سوم صبر كردن در مقابل سختيها و مصائب كه خداي تعالي در سوره بقره مي فرمايد: ولنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و..... و بشر الصابرين. اولئك عليهم صلوة من ربهم و رحمة. كساني كه در مقابل سختيها و مصائب صبر مي كنند صلوات و رحمت خدا بر اينها باد.

 بايستي توجه كرد كه هيچگاه باران در ظرفي كه وارونه گرفته شده جمع نمي شود. در ماه رمضان بايد ظرف دلمان را رو به خدا بگيريم تا از بارش فوق العاده رحمت الهي بهره مند شويم.

التماس دعا



+ | نوشته شده در: یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ماه میهمانی خدا
پست شماره: 50

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حلول ماه پرخیر و برکت  رمضان را به تمامی سالکین و رهپویان کوی دوست تبریک عرض می نماییم.

در این پست و پستهای بعد قصد داریم مطالبی را در مورد رحمت و برکت و مغفرت برای استفاده دوستان عزیز بیاوریم. امیدواریم که بهره کافی را از این مطالب ارزنده که گلچینی است از فرمایشات اساتید بزرگوار برده و ما را نیز در این ایام مبارک دعا بفرمایید.

 رسول گرامی اسلام فرمودند: قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه و الرحمه و المغفره

قطعا ماه مهمانی خدا به شما رو کرده با برکت و رحمت و مغفرت

در این مجلس با عظمت که میزبان خدای مهربان و میهمان اشرف مخلوقاتش است، میزبان مهربان پذیراییهایی را در خور مقام و شخصیت مهمان تدارک دیده است. از آنجا که اصل و حقیقت بشر روح اوست خدای تعالی نیز فرموده مرکب خود را تعطیل کرده و با قدم روح وارد این مهمانی شوید. از نظر جسمی هر غذایی که می خوریم در بدن سه عمل را انجام می دهد: 1. ضعف را از بدن دور می کند 2. بدن را تقویت می کند و به آن نیرو و انرژی می دهد و 3. امراض و بیماری را از آن دفع می کند.

خدای تعالی در اینماه عزیز برای روح بشر طعامهایی را در نظر گرفته که بر روی روح انسان همین سه عمل را انجام می دهند. و آن طعامها عبارتند از: رحمت، برکت و مغفرت.

سالک الی اللهی که قصد فتح قله خلیفه الهی را دارد در این ماه می تواند به سرعت خود را بالا بکشد و خدای تعالی برای بشر وسایلی را تدارک دیده که اگر انسان فهیم بوده و ذائقه استفاده داشته  و بفهمد که چطور استفاده کند مثل این است که با تله کابین سریعا به بالای کوه برسد.

اگر انسان بر سر این خوان الهی از این غذاها استفاده نماید باید در خود تغییر و تحولی را احساس کند! حال به چه شکل باید از این طعامها استفاده نمود؟!؟!

پستهای بعدی وبلاگ را حتما بخوانید.

التماس دعا



+ | نوشته شده در: شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
احیا ذکر
پست شماره: 49

بسم الله الرحمن الرحيم

روز بزرگ و شريف مبعث است. امروز را خدا بر همه افراد بشر پربركت قرار داده است. انشاءالله درخود قابليتي ايجاد كنيم كه از بركات اين روز به نحو شايسته استفاده ببريم. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: قولوا لا اله الا الله تفلحوا بگوئيد لا اله الا الله تا رستگار شويد. در اولين جمله اي كه براي بشر آوردند هدف را مشخص كردند. وقتي حركتي انجام مي شود، بزرگي جايي مي رود يا كاري مي خواهند انجام دهند از هدف سؤال مي شود. چرا اينكار را مي كنيد؟رسول اكرم قدم اول هدفشان را مشخص كردند. آمده ام تا شما برسيد به رستگاري كه در 5 آيه از قرآن اشاره شده به اين مطلب كه ما پيامبران را مبعوث كرديم از بين شما كه يعلمهم الكتاب و الحكمة تا يزكيهم شما را تزكيه كند و نتيجه تزكيه نفس قد افلح من زكيها، رسيدن به رستگاري است. اينجا هدف از بعثت و رسالت و مبعوث شدن پيامبر مشخص است تا مردم را به جاده اي برساند كه انتهايش رستگاري است. اين مكتب چيست؟ مكتب توحيد. رسيدن به رستگاري، حركت به سوي توحيد است. بگوئيد لا اله الا الله، خدايي نيست بغير از الله. همه خداياني را كه در قلبتان ساختيد، بيرون بريزيد و رمز حركت كردن از اين جاده توحيد و رسيدن به رستگاري حركت از صراط مستقيم و خط مشي خاندان عصمت و طهارت است. در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم: و اركاناً لتوحيده، شما پايه هاي توحيديد، سقف توحيد بر ستونهاي ولايت علي بن ابيطالب و فرزندانش استوار است. اگر ستون نباشد سقف فرو مي ريزد. اگر اميرالمؤمنين نباشد توحيدي نيست. چون انسان با شناخت صفات اميرالمؤمنين مي تواند خدا را بشناسد. هركس بخواهد خدا را بشناسد ازشما اهل بيت شروع مي كند. بحث توحيد عجين شده با ولايت.



× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مسافر دنيا
پست شماره: 48

 بسم الله الرحمن الرحيم

سعي كنيد به اين دنيا به عنوان ممرّ و محل عبور نگاه كنيد. ساكن شدن و سكونت كردن در جايي كه محل گذر است اشتباه است، اين دنيا چون محل گذر است خدا تقدير نكرده كه انسان در آن به آرامش مطلق برسد. يك مومن تمام امكانات را براي بهره مند شدن از آخرت مي گذارد كه ظرفيت داشته باشد، اين دنيا بسيار محدود است و ظرفيت زيادي ندارد. لذا اگر انسان دنبال سكونت و آرامش در اين دنيا باشد فكر اشتباهي است، چون اين دنيا محدوده ي بسيار كوتاهي است از مسيري كه انسان طي مي كند، ولي مي تواند با عبور و گذشتن از دنيا به آرامش فكري و روحي برسد. انسان وقتي در سفر است انتظار ندارد كه همه امكانات برايش فراهم باشد. وقتي انسان قبول كرد كه در دنيا مسافر است، بايد روحيه مسافر بودن را در خود ايجاد كرده و سبكبار حركت كند و سعي كند وزر و وبال را از خود دور كند كه آنهم ميسر نيست مگر با دل كندن از دنيا. انسان هر چه به طرف دنيا كه شيطان قسم خورده آن را زينت دهد (لازينن لهم في الارض) برود، حركتش كندتر مي شود. مثل باطلاق گلي كه چسبنده است و انسان را در خود فرو مي برد. تصور كنيد در تابستان گرم دو تا ساك سنگين به شما داده اند كه هن هن كنان داريد مي رويد وقتي اينها را بياندازيد چقدر راحت حركت مي كنيد. با اين ديد نگاه كنيد متعلقات دنيايي همه قيد و بندند. اينجا محل سكونت و آرامش نيست. اين فكر كه در اين محل گذر چطور زندگي كنم شما را تنظيم مي كند. روي اين مسئله خيلي فكر كنيد. هر سختي كه برايتان ايجاد شد فكر كنيد كه گذراست و ماندني نيست چون دنيا مي گذرد لذا نبايد مصائب و سختيها ناراحتتان كرده و خوف و حزن برايتان ايجاد كند،(ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا لا خوف عليهم و لا هم يحزنون) و هرچه كه از دنيا به شما رسيد هم خوشحالتان نكند چون ماندني نيست و از بين مي رود (لكيلا تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم). امير المؤمنين مي فرمايد: دنيا دو روز است يك روز براي شماست و يكروز عليه شما. نه به همراهيش اعتماد كنيد و نه وقتي عليه شماست ناراحت شويد. اين طرز فكر سبب مي شود كه امتحاناتي كه خدا از شما مي گيرد راحت تر و با فكر و تعمق بيشتري امتحان بدهيد. ديدگاهتان وسيع مي شود و آخرت را مي بينيد. اين روحيه را با تفكر و تدبر در خود ايجاد كنيد. به اين روحيه برسيد كه در دنيا مسافريد و هيچ شرايطي ماندگار نيست.



+ | نوشته شده در: شنبه سی ام خرداد 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
لیله القدر
پست شماره: 47

فرمايشات استاد بزرگوار در 8 جمادي الثاني 1426

بسم الله الرحمن الرحيم

ايامي است كه تعلق شديدي به حضرت فاطمه اطهر سلام الله عليها دارد. در گذشته شهادت آن حضرت را داشتيم و درآينده ميلاد مسعود فاطمه زهرا را در پيش داريم كه ان شاء الله بهره هاي كافي و كاملي از اين ميلاد مبارك خواهيم برد. روايتي ديدم كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله و يا هريك از ائمه اطهارعليهم السلام در پرانتز عرض مي كنم كه اگر روايتي از يكي از ائمه اطهار عليهم السلام نقل شد و شما نسبت به پيغمبر اكرم داديد درست است و اشكالي ندارد چون بالاخره ائمه اطهار همه شان راويان احاديثي كه از پيغمبر بايد نقل شود بوده اند. فرمود: من ادرك فاطمه فقد ادرك ليلة القدر كسي كه فاطمه را درك كند، بفهمد، بشناسد شب قدر را درك كرده و شناخته است.... در شب قدر چه اتفاقي افتاده و چگونه با فاطمه زهرا تطبيق مي كند؟ كه فرمود من ادرك فاطمه كسي كه فاطمه را درك كند نه بشناسد، نه اينكه بداند چند سال عمر كرده، نه آنكه بداند پدرش كه بوده؟ مادرش كه بوده؟ و در چه سالي متولد شده و درچه سالي وفات كرده؟!

وقتي نظام عالم را ليله قدر تنظيم مي كند كه فيها يفرق كل امر حكيم. پروردگار با حكمتش آن را از اهم جدا كرده و در جاي خودش قرار داده اين جمله معني اش اين است كه وقتي فاطمه زهرا به وجود آمد، خداي تعالي او را خلق كرد، هميشه در كنار عالم خلقت بايد فاطمه باشد. اگر قوانيني را يك قانون گذار وضع كرد و در يك ساعتي او را مقرر نمود آن كه اين قوانين را اجرا مي كند، مجري آن قوانين است. اگر مجري باشد، قانون نباشد و اگر قانون باشد و مجري نباشد هيچگاه نظم بوجود نمي آيد. اين دو بايد با هم باشند. درست است پيغمبر اكرم و ائمه اطهار همه اينها مجريان قوانين الهي هستند ولي آن كسي را كه به عنوان شب قدر تعيين كرده اند و همانطور كه قانون آمده و تمام موجودات عالم رامنظم كرده همانطور بايد مجري قانون، آن كسي كه قوانين را اجرا مي كند، يعني ماه و ستاره را، خورشيد و ماه را در جاي خودش قرار مي دهد و در پرانتز باز خداي تعالي خودش قادر بر همه چيز هست ولي ابا الله ان يجري الامور الا باسبابها خدا ابا مي كند كه امور را اجرا كند مگر از طريق اسباب و سببها. اسباب تنظيم احكام الهي بر عالم هستي فاطمه زهرا سلام الله عليها است. مجري است. مجري احكام است. مجري تمام قوانين و احكام الهي است در ماسوي الله.

خداي تعالي به رسول اكرم صلي الله عليه وآله در معجزه آميز تر از همه سوره هاي قرآن سوره كوثر مي فرمايد: اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوِْثَر، اعطيناك از عطامي آيد. از لطف مي آيد. در مقابل كاري كه كردي نيست، عطيه است، هديه است. كوثر به معناي خير كثير است. در يك آيه قرآن مي فرمايد: وَمَنْ يُؤْتِي الْحِكْمَة فَقَدْ اُوتِيَ خَيْرًا كَثيراً كسي كه بهش حكمت داده شود خير كثير داده شده. پس معلوم است خير كثير حكمت است. حكمت يعني شناخت حقايق و آنهم جميع حقايقي كه خدا به پيغمبر داده و اين همان معلوماتي است كه خداي تعالي در روز اول وقتي كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله را خلق فرمود بهش عنايت كرد. در واقع فاطمه زهرا آن معلوماتي است كه حضرت رسول از ذات مقدس پروردگار دريافت كرده.

يكي سوره قدر را درنمازهايتان بخوانيد و يكي سوره كوثر كه شما مرتبط شويد با حكمت الهي. اين دو سوره خيلي مهم است. هر دو هم مربوط به فاطمه زهراست. يكي اشاره به مجري شب قدر است و يكي معرفي شب قدر است. اگر فاطمه زهرا را بشناسيد شب قدر را مي شناسيد. اگر بشناسيد همه حقايق را مي شناسيد. تا ما ميگيم فاطمه فكر مي كنيم يك دختر خانم 18 ساله كه پهلويش را شكستند. از بين بردنش تمام. خدا با اين فكر ما را نمي آمرزد. .. ما كجاييم؟ يك فاطمه اي شنيديم . ظرفي كه ما داريم چقدر ظرفيت دارد؟ اين اندازه فهمي كه ما از فاطمه زهرا داريم اين است كه سيدة نساء العالمين است. كوثر است. بدون توجه به معنايي كه عرض كردم. اين است كه فاطمه شيعيانش را از جهنم جدا كرده و امثال اينها كه در منابر از زبان شيعيان شنيده ايد، دشمنان هم كه هر چه توانستند گفتند. فاطمه زهرا اين حد اكثر 95 روز كه در بين مردم بود، يك ورقه امتحان بود، اين يكي از چيزهايي است كه تمام مردم كره زمين بايد امتحان بدهند. روز قيامت كه مي شود ورقه هاي امتحاني از طرف پروردگار بر سر مردم مي ريزد دستها بي اختيار حركت مي كند ورقه را بگيرد. يكي دست چپش بالا مي رود يك عده هم هستند كتاب مي آيد به دست راست. يك عده با فاطمه زهرا مي روند تو بهشت، بدون معطلي. حالا يك عده بدون شفاعت يعني شفاعت لازم ندارند چون خوبند. يك عده هم با شفاعت فاطمه زهرا كه اول شفيعه است. اول كسي است كه مردم را به بهشت راهنمايي مي كند. در همين دنيا هم همينطور . پيغمبر اكرم آمد اني لاجد في بدني ضعفا من در بدنم ضعفي احساس مي كنم. ببينيد مربوط به بدن هم فاطمه زهرا كار دارد. مربوط به روح انسان كه مهمتر است. روحت را به فاطمه زهرا بسپار بدنت را به فاطمه زهرا بسپار. وقتي انسان مريض مي شود بگويد  يا فاطمه خودم را به تو سپردم. در سجده اي كه مال خداست مي گويد سرت را بگذار صد مرتبه بگو يا مولاتي يا فاطمة اغيثيني. به من پناه بده. اگر روي اعتقاد و ايمان باشد كه همه كار انسان سر ايمان گير است، اگر روي ايمان باشد بگو و بلند شو، اگر تو را از همه بديهايي كه به وسيله خودت بوجود آمده نجات پيدا نكردي؟!

اي فاطمه من در بدنم ضعفي احساس مي كنم. فاطمه زهرا نمي گويد پدرجان قربانت بروم. چرا اينجوري؟ بنشيند گريه كند! نه، با كمال بزرگواري. ليلة قدر است. ملكوت شب قدر است. اين ليله قدر اندازه گيري مي كند نه، پدرم نبايد اينجوري باشد اني اعيذك بالله من الضعف من تو را پناهت مي دهم. حالا دنيا بروند بفهمند اين را. تو اي فاطمه پيغمبر را پناه مي دهي به خدا. يعني من واسطه خدا هستم با تو. من كوثري هستم كه خدا به تو عطا كرده. من ملكوت شب قدرم.

يا رسول الله ما لياقت اين ورقه امتحاني تو را نه ما، نه اهل سنت و نه هيچ يك از مردم كره زمين نداشتيم. اما با اين اظهار محبت به فاطمه زهرا شايد يكي دو نمره به ما بدهند. يا وجيهة عند الله اشفعي لنا عند الله.



+ | نوشته شده در: جمعه پانزدهم خرداد 1388 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
خلیفه الله شویم
پست شماره: 30

بسم الله الرحمن الرحيم

با آرزوي قبول طاعات و عبادات شما و تبريك عيد سعيد فطر به همه دوستداران حضرت ولي عصر ارواحنا فداه.

براي استفاده دوستان عزيز فرمايشات استاد بزرگوارمان را در شب قدر يكي از سالها در اين پست قرار داده ايم باشد كه بهره كافي را برده و در ادامه سيرمان از آنها كمك بگيريم.

افراد جامعه به سه دسته تقسيم مي شوند يك دسته افرادي كه مجذوب دنيا شده و حيات دنيا را انتخاب كردند و به يك زندگي حيواني مشغولند، اهل گناهند و از معنويت  چيزي نفهميدند. يك دسته افرادي كه خوبند، مؤمنند، وظيفه شان را انجام مي دهند، گناه نمي كنند ولي پيشرفتي ندارند، از ده سال قبل تا به حال همان روش را جلو آمده اند و يك دسته افرادي كه هدف از خلقت را شناخته و فهميده اند كه بايد حركت داشته باشند، چون انسان اگر خودش را بشناسد و بفهمد كه بايد بي نهايت زندگي كند، بي نهايت بايد در كسب كمالات جلو برود پس هرجا ايستاد ضرر كرده. خدا مي خواهد ما جزء كدام دسته باشيم؟ دسته اول جزء حيواناتند كه قرآن روي آنها حساب باز نمي كند و مي فرمايد اُولئِكَ كَالْاَنْعام. دسته دوم افرادي كه خوبند، واجبات را انجام مي دهند و محرمات را ترك مي كنند ولي رشد ندارند، نفهميده اند كه بايد رشد و پيشرفتي داشته باشند. اينها طبق فرمايش اميرالمؤمنين علیه السلام مغبونند كه فرمود: من ساوا يوماه فهو مغبون كسي كه دو روزش مساوي باشد زيانكار است و اگر نقصي هم دركارشان ايجاد شود و امروز كمتر از ديروز باشند ملعون مي شوند. اينها مثل ملائكه هستند كه گناه نمي كنند. آيا اين خوب و در شأن انسان است؟ اين فرد تازه شده مثل ملك. اين كسر شأنه براي انسان. امام صادق علیه السلام مي فرمايند: الملائكة خدامنا و خدام محبيننا  ملائكه خدمتگزاران ما و محبين ما هستند. مثل اينكه به آقاي خانه اي بگويند: تو اينقدر خوبي مثل نوكرت مي ماني. اين جسارت است. مقام و منزلتش را پايين مي آورد. پس نبايد خوشحال بشوي اگر بگويند تو مثل ملك پاكي. ملك رشد ندارد. سالهاي سال است كه جبرئيل جبرئيل است. ولي انسان مي تواند از ملائكه بالاتر برود و رشد بي نهايت داشته باشد. به حدي كه مسجود ملائكه واقع شود. هيچ محدوديتي ندارد. مي شود مَثَل پروردگار. خليفة الله مي شود، آينه منعكس كننده صفات الهي. اينها دسته سوم هستند. انسانهايي كه رشد دارند، امام زمان علیه السلام از ما مي خواهند اينطور شيعياني باشيم. دسته اول و دوم را خط بكشيد. بايد انسانهايي باشيم داراي رشد كه متوقف نشويم. هرجا متوقف شويم مرگ روحي انسان شروع مي شود. در شب قدر اندازه هر چيزي تقدير مي شود. بايد انسان حد و اندازه خود را بشناسد. من كي هستم؟ چي هستم؟ چه كار بايد بكنم؟امير المومنين علیه السلام مي فرمايند: خدا رحمت كند كسي را كه بداند از كجا آمده و در كجاست و كجا بايد برود. اينها را بشناسيد. من مي خواهم پيشرفت كنم، چقدر؟ يك العفو و استغفرالله بگويم تمام! از فردا باز دنبال خواسته هاي نفساني و حيواني و كسب و كار؟! حد ما همين قدره.؟؟؟ نه تو انساني بايد در مقام انسانيت باشي. حتي خدا نخواسته تو ملك باشي. تو انساني، بالاتر از ملائكه. اين حد و حدود را بفهميد. خدايا من بايستي خليفه تو باشم. مأنوس با تو باشم. غفلت كردم تنزل كردم، حالا مي خواهم حركت كنم تا در مقام خودم قرار بگيرم.

فهميده عمل كنيد. خداي تعالي عابد جاهل نمي خواهد كه شب تا صبح عبادت كند. بهترين چيزي كه خدا به وسيله آن بندگي مي شود عقل و فهم است. اول اينكه انسان خودش را بشناسد كه اگر مي خواهد از خدا چيزي طلب كند در شأن مقامش طلب كند. مثل اينكه يك ميلياردر معتبر به بانك مراجعه كند و تقاضاي صد هزار تومان وام بكند!!! به او مي گويند تو اگر يك ميليارد هم بخواهي بهت مي دهيم، شما ميلياردرهايي هستيد كه امام زمان پشت چك شما را امضا مي كند حالا بگويي خدايا به من سلامتي بده، پول بده، همسر بده. شغل بده. اين مثل همان است. خدا مي گويد تو با امضاي ولي من آمده اي هرچه بخواهي به تو مي دهم تو  آمدي اين چيزها را مي خواهي؟ شما شيعه امام زماني. امام زمان قبل از اينكه شما بخواهيد از خدا براي شما درخواست مي كند، او پدر مهرباني است كه به فكر فرزندش هست ولي ما هم بايد فهممان را بالا ببريم كه اگر به ما گفتند خودت در خواست كن بفهميم چه بخواهيم.  بعد از شب قدر كار تمام نمي شود. بالافاصله از سحر اين شب كار شما شروع مي شود. بايد كار كنيد. برنامه بريزيد تا سال آينده بودجه بيشتري دريافت كنيد. كارنامه بهتري بگيريد. پس كار شما از فرداي شب قدر تازه شروع مي شود غير از اين باشد نفعي برايتان ندارد. استغفار و توبه كردن و همان فرد سال قبل ماندن.

امام زمان رحمة للعالمين است. سالهاي سال منتظر است كه بيايد و مردم را درمان كند، عيبي اگر هست برطرف نمايد. او مي آيد تا بشريت را از لب پرتگاه  آتش نجات دهد. اگر مي خواهي در كنار امام زمان قرار بگيري سعي كن همين نظر لطف را به همه بندگان خدا داشته باشي. وَ عِبادُ الرَّحْمانَ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَي الْاَرْضِ هَوْناً. اين آيه را در خودت پياده كن. با خودت تكرار كن. من بنده خدايي هستم كه نسبت به همه بندگانش مهربان است. وَ اِذا خاطِبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما. در يك لحظه سلامتي از جانب آنها نازل مي شود و افراد را سالم مي كنند. اين بايد روش شيعه علي ابن ابيطالب علیه السلام باشد. كسي كه پا جاي پاي امام زمانش مي گذارد، به مداوا و درمان بپردازيد با گذشت و بزرگ منشي. يك وقت يك نفر مي گويد: من گليم خودم را از آب بكشم بس است. اين خوبه، شيعه خوبي است. اما اگر مي خواهي در زمره ياوران امام زمان باشي همتت را بياور بالا. من كه مي خواهم دستيار امام زمان باشم بايد درمان كننده دردهاي مردم باشم. اگر كسي توي خيابان بهت فحش داد رفتي دست به يقه شدي كنار گذاشته مي شوي. قالُوا سَلاما. اگر كسي به تو بدكرده از شمر كه بدتر نيست. شمر توي گودي قتلگاه روي سينه امام حسين علیه السلام نشسته آقا مي فرمايند: بيا توبه كن برگرد من شفاعتت مي كنم. مي تواني اينطور باشي؟؟؟ كه كنار امام زمان قرار بگيري؟ كه بگويند اينهم نظرش اين است كه درمان كننده باشد. اگر اين روحيه را در خودت ايجاد كردي از رحمت ماه رمضان استفاده كرده اي. اگر قبل از ماه رمضان غضب مي كردي حالا آرام شده اي. رحمت بر تو نازل شده. نشانه ديگر اين است كه هر چه رحمت بيشتري بهت رسيده باشد كه اصل و معدن رحمت امام زمان است، محبت و توجهت به حضرت بيشتر شده. اول ماه امام زمان را دوست داشتي، اسمش برده ميشد دلت مي لرزيد ولي حالا دلت جور ديگري شده، امام زمان را طور ديگري مي شناسي، يك مهرباني، يك نزديكي خاصي به امام زمان احساس مي كني. حالا كه محبت پيدا كردي بايد جلب رحمت الهي بكني. با اظهار محبت به امام زمان و دوم آن چيزي كه امام زمان ازت انتظار دارد همانطور باش. همان كار را انجام بده. آقا دوست ندارند تو را در لباس كثيف رذايل ببينند. سريع آن لباس را در بياور. لباس تميز بپوش.  وَلِباسُ التَّقْوي ذلِكَ خَيْر. ما سه نوع لباس تقوا داريم. 1. گناه نكردن. كه فرد گناه نمي كند، واجباتش را انجام مي دهد اما به سختي 2. مرحله دوم انسان قلبش را از رذايلي كه سبب گناه مي شود پاك كند و تقواي مرحله سوم انسان فكرش را از گناه پاك مي كند حتي فكر گناه هم نمي كند. لذا مطابق با فهم و دركت يك دست از اين لباسها به تن كن. آقا ازت راضي شوند، جلب توجه و رحمت كردي. و نتيجه اين مي شود كه معرفتت را به امام زمان بالا مي رود. كه اميدواريم روزي ما در شب قدر و در اين ايام مبارك اين بوده باشد.

 



+ | نوشته شده در: چهارشنبه دهم مهر 1387 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گریه با معرفت
پست شماره: 8

حلول ماه محرم، ماه حزن و اندوه اهل بيت و ايام عزاداري سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسينu را به محضر مبارك مولا و سرورمان حضرت بقيه الله ارواحنا فداه و تمامي دوستان حضرتش تسليت عرض مي كنيم.

 

با معرفت بر امام حسين uگريه كنيم.

بياييد با شروع ماه محرم الحرام اگر مي خواهيم محزون باشيم حزني با معرفت داشته باشيم. اشكي مي خواهيم بريزيم بنا نباشد حتما امام حسينu را بكِشند زير سم اسبها و ما بر دردي كه عارضش شد گريه كنيم. نه، اينها ارزش والايي ندارد. گريه بايد با معرفت باشد، گريه اي كه فليبك الباكون و اياهم فليندب النادبون آن گريه منظور باشد. آن گريه اي كه اقتدا كني به امام زمانت كه مي فرمايد يا جداه من صبح و شام بر مصائب تو گريه مي كنم و اگر اشك چشمم تمام شود خون گريه مي كنم.

حزن امام زمانu چيه؟ مي خواهي دلت را بگذاري كنار دل امام زمانu؟ مي خواهي ارتباطي با حضرت پيدا كني؟ هيچوقت امام زمانu براي شمشير خوردن سيدالشهداءu گريه نمي كند. درست است كه اين جسارت بسيار عظيمي است ولي بالاتر از اين گوش ندادن به ناجي بزرگ بشر و او را كنار زدن و گوش ندادن به اوست، اين جسارت بزرگتر است. و الّا امام حسينu عظمت داشتند و با واقعه كربلا بيشتر هم عظمت گرفتند.

يك روي سكه در كربلا، قتل عام و غارت است و درست است كه اينها دل هر آدمي را مي سوزاند اما گريه انسان با فهم و كمال نبايد براي دردگرفتن و ... باشد، بايد براي اين باشد كه خدا مأموري را فرستاد تا انسانها را نجات بدهد. سنگي بر سر جاده انسانيت افتاده، سالها بشريت را متوقف كرده، او قدرت داشته اين سنگ را بردارد، يك عده افراد جاهل او را از بين بردند و حالا ما پشت اين سد مانده ايم و نمي دانيم انسانيت يعني چه؟ اين گريه دارد، بايد براي اين عزاداري كنيم. حزن اهل بيتu اين است نگذاشتند آنها هدف خلقت را پياده كنند و بشريت را در آن مقامي كه خدا منظور فرموده كه )وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم( قرارش دهند. و بشر تنزل كرد و سير نزوليش ادامه دارد و حال، امام زمانu ما هر روز غصه مي خورند و محزونند كه اين بشر دارد به قهقهرا مي رود. حزن امام زمانu اين است. 

 

متن سخنراني در ادامه مطلب



× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط: الکوثر |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
حکمت ناب
پست شماره: 3

                                              حکمت ناب

اثبات عالم ارواح

·        خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید ولقد یسرنا القرآن للذکر ما قرآن را آسان قرار دادیم للذکر برای یاد آوری. یاد آوری آنچه که در عالم ارواح به انسانها تعلیم داده است. خدای تعالی وقتی که ارواح مقدس پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام را خلق فرمود در همان لحظه بدون هیچگونه فاصله  تمام علوم و حقایق را به صورت معلومات به ایشان عنایت فرمود و بعد در عالم ارواح یک مقدار بسیار کمی از  آن علوم را خاندان عصمت و طهارت به ما تعلیم دادند و در اذهانمان تثبیت کردند. بنابراین همه حقایق و معارفی که بشر در دنیا برای امتحان دادن و درآخرت برای زندگی کردن لازم داشته در عالم ارواح به او تعلیم داده شده است. نهایتا برای تثبیت این معارف دو هزار سال روح انسان مشغول یاد گرفتن و در خلقت ثبت کردن این حقایق و معارف بود. اما روایت دارد که موقع تولد انسان همه چیز را فراموش می کند، هر چه که در عالم ارواح بهش یاد داده اند یادش می رود. اینجا این سوال مطرح است که اگر می خواست یادمان برود چرا به ما یاد داده اند؟ فرق است بین یاد آمدن و یاد نداشتن و تعلیم گرفتن. انسان یک چیزی را دیده و می شناسد ولی فراموش کرده وقتی که بهش رسید همه چیز آن یادش می آید، خیلی سریع. اما چیزی که یاد نگرفته وقتی به او رسید در مقابلش بی تفاوت است. مثلا شما یک کامپیوتر بسیار پر محتوایی را که همه علوم و معارف درش هست مثلا 30 سال قبل دیده اید و دیگر از آن جدا شده اید و هم چیز آن را فراموش کرده اید به مجرد اینکه به این کامپیوتر می رسید یادتان می آید. شاید در یک لحظه همه آ نچه را که فراموش کرده اید یادتان می آید. اما اگر برخورد اولیه نبود و با آنچه در کامپیوتر قرار دارد قبلا آشنا نبودید حتی اگر بگویند در این جعبه شیشه ای اینهمه علم خوابیده شاید باورتان نیاید. ما در این دنیا متذکر علوم عالم ارواح باید بشویم نه اینکه تازه بخواهیم یاد بگیریم. تذکر از ذکر و از یاد و یاد آمدن می آید . یک چیزی را انسان بلد شده، یک مدتی فاصله انداخته یادش رفته، مثلا شما رفتید زبان انگلیسی را یاد گرفته اید، مدتی مراجعه نکردید یادتان رفته. مخصوصا اگر فاصله ای بین یاد گرفتن و فراموش کردن باشد. شما در عالم ارواح همه علوم را یاد گرفته اید همین الان هم به یاد دارید منتها یک مقدار باید به یادتان بیاورند. مثلا شما هیچ تا به حال به این اتاق نیامدید الان که می آیید یاد می گیرید که سقفش چطور است، لوسترهایش چه شکلی اند. دفعه دوم اگر خصوصیات اتاق را فراموش کرده باشید تا نگاه کنید یادتان می آید. ما در عالم بعد از رحم مادر و در دوران خردسالی و بازهای کودکی و تارسیدیم به سن بلوغ در این مدت همه چیز یادمان رفت. بهمین دلیل قرآن برای یاد آوری است. به ما می گویند ببین خدا هست به این دلیل. دلیل یعنی راهنمایی. خدایی هست. شما می گویید بله خداست هست قبول کردم. چه چیزی را قبول کردی؟ همان را که یادمان داده اند یادمان آمد. می گویند ظلم بد است نکن. متوجه می شوید که نباید ظلم کنید. این یاد آمدن است. شما اگر توانستید به یک حیوان حالی کنید که ظلم کردن بد است چون آنها تعلیمات عالم ارواح را نداشته اند. خدای تعالی در قرآن خطاب به پیغمبر اکرم می فرماید انما انت مذکر. چز این نیست که تو مذکری یاد آوری کننده ای. هر معلمی اگر می خواهد شاگردانش را یاد آوری کند همانچه را که بهش تعلیم داده یاد آوری می کند. پیغمبر اکرم مذکر است یعنی یاد آورِ آنچه خودش تعلیم داده. لذا همه جای قرآن کریم صحبت از ذکر و مذکر است. اینکه شما یک وقتی با ما بودید، یک وقتی بلی گفتید. در روزی که خدا در عالم ذر ارواح فرزندان و ذریه حضرت آدم را در معرض دید ملائکه قرار داد گفت الست بربکم آیا من رب شما نیستم. اگر یک بازاری توی کوچه بیاید به شما بگوید من مربی شما نیستم؟ می گویید من تو را نمی شناسم. الان یک نفر بیاید بگوید توی مدرسه من مربی تو نبودم؟ اگر او را نشناسی می گویی نه. شاگرد باید مربی را بشناسد. به مجرد اینکه خدای تعالی فرمود الست بربکم، دیدید شاگردهای مدرسه چطور دسته جمعی جواب می دهند. بدون معطلی، بلافاصله ارواح بشر به خدای تعالی عرض کردند بلی. قالوا بلی. این بلی معنایش این است که ما هرچه یاد داریم از تو داریم. وسیله اش کی بوده؟ خاندان عصمت و طهارت. خود ائمه می فرمایند بنا عرف الله به واسطه ما خدا شناخته شد. خدا را تعلیم دادند به ما آنچنان که یاد گرفتیم. بر این اساس است که وقتی دلیلی می آورند می گوییم بله خدا هست. این بله گفتن همان است که دفعه دوم که وارد اتاق می شوید می گویید بله من اینها را قبول دارم. آن دلیل هم همان کسی است که دست شمارا می گیرد و به اتاق می آورد. بنابراین اینها ذکر است، یادآوری است. در سوره یاسین می فرماید الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان آیا من عهد نکردم با شما ای بنی آدم که بندگی شیطان را نکنید. و ان اعبدونی و مرا عبادت کنید. اینکه می گویی: بله درست است نباید بندگی شیطان را کرد باید خدا را بندگی کرد. این تصدیق کردن یعنی وارد اتاق شده ای و می گویی بله این همان اتاق است. آیات دیگر هم هست و از همه مهمتر در سوره حمد که میگویی ایاک نعبد خدایا من تنها تو را عبادت می کنم. چرا؟ برای اینکه فطرت من، عقل من اینطور می گوید. پس بنابراین بهترین کار و لازمترین کار و شرط اولیه رسیدن به حقایق بندگی خداست.

جلسه امتحان دنیا

·        وقتی که متولد شده ایم خدا یک آمپول نسیانی به مازده برای اینکه بتوانیم امتحان صحیحی بدهیم. زندگی دنیا یک جلسه امتحان است. شما را یک جلسه امتحانی ببرند و بخواهند امتحان کنند ببینند به آینده تان چه فکر می کنید و گذشته را چقدر به یاد دارید. یک ممتحن زرنگی هم باشد. یک قدری سالن امتحان را نقاشی می کند که شما از در وارد می شوید اصلا از امتحان یادتان برود. همانطوری که الان ما شده ایم. تا 15 سالگی که بچه بودیم اسباب بازی خدای ما بود، به تکلیف رسیدیم تحصیلات و شغل و اینده خدای ما شد. بعد هم که زن گرفتیم زن خدای ما شد، بچه دار شدیم بچه خدای ما شد. و بقیه چیزها. ارتباط با خدا هم قطع. طبیعت زندگی توی دنیا ارتباط ما را با خدا قطع کرده و شیطان هم فعالیت کرده، به به عجب نقشی روی این دیوار است. یک ربع بیشتر وقت نداری رفتی توی نقش دیوار. صندلیها را جورواجور گذاشته اند. یکی مبله است یکی هم شکسته. انسان می گوید آقا چرا اینجور؟ کلی هم دعوا سر این مساله! یکی زن است، یکی مرد است. شما خودتان حساب کنید. همش فکرمان توی این است که چرا او مبل دارد من ندارم. نه مبل ظاهری، مبل جلسه امتحان. چرا او را گفتند آنجا بشین من را اینجا؟! خیلی آدم فعالی باشد می رود پیش ممتحن، چرا فرق گذاشتی؟ چرا خدا به من بچه نداده؟! ما 10 سال است ازدواج کرده ایم هنوز بچه دار نشدیم. به تو چه!!! تو امتحانت را بده بچه می خواهی چکار؟ خدای تعالی نمی خواهد از این کارخانه بچه خارج کند. به تو چه!!! ما آمدیم اینجا امتحان بدهیم. هیچوقت شده وارد جلسه امتحان بشوید وقتتان هم محدود باشد به این مسائل اصلا فکر کنید؟ می گویی بنشینم امتحان بدهم، حالا هرچه هست، صندلی هم شکسته است، زود امتحان بدهم بروم بیرون. حواستان جمع امتحان باشد. تو اینجا نیامدی سر صندلی، و سر جا و مکان و هر چه خدا داده بحث کنی.  من امتحان بدهم زودتر این مجلس را ترک کنم و نمره ام 20 بشود هرچه می خواهد بشود. شما زمانتان خیلی محدود است. وقت امتحان خیلی محدود است. تمام فکرتان این باشد که وقتی روح از بدنتان بیرون می آید به دستتان یک ورقه ای بدهند که انسان نگاه که می کند ببیند زیرش نمره 20 نوشته شده ان شاءالله انسان این را مراقب باشد.

لزوم تزکیه نفس و کسب کمالات

·        انسان حسابی آن انسانی است که از حیوان متمایز باشد. نمی شود تمام صفات یک حیوان را یک انسان داشته باشد فقط بخاطر اینکه روی دو پا راه می رود اسمش انسان باشد. اگر انسان همیشه به فکر خوردن و خوابیدن و لذت بردن از مسائل دنیایی باشد و به فکر زندگی ابدی خود نباشد این انسان نیست. انسانی که همه افکارش معصیت و زشتی و انحراف است انسان نیست. انسان آن کسی است که اقتدا به رسول اکرم کرده باشد که و لکم فی رسول الله اسوه حسنه. باید اقتدا به پیغمبر اکرم و 12 امام و فاطمه زهرا بکند این انسان است. اگر به شما یک نمونه ای دادند و گفتند هر کجا یک چنین چیزی را  پیدا کردید اسمش این است، شما اسم آن چیز را روی چیزهای دیگر نمی گذارید. هرچه هم شبیه باشد، حالا شما یک حیوان پیدا کردید یک خرده ای شبیه به انسان است نمی گوییدش انسان. انسان ارزش و اهمیتش، انسانیتش به روحش و صفات حمیده اش است. انسان باشید، تزکیه نفس کنید تا اینکه روحتان تمیز بشود. حواستان جمع باشد. باید خودتان را بسازید، تمیز کنید خدای تعالی 11 قسم می خورد که قد افلح من زکیها به تحقیق رستگاری مال کسی است که تزکیه نفس بکند. این عین این است که شما بروید به سازمان آب بگویید یک انشعاب  آب به ما بدهید. می گویند برو آن لوله را تمیزش کن اصلا  آن آب مال تو است. تو بگویی نه من حوصله تمیز کردن لوله و مجرای آب را ندارم. خدای تعالی می گوید اگر میخواهی رستگار بشوی موفق بشوی، به آب حیات برسی آبی که و من الماء کل شیء حی  آبی که حیات تو به آن است. این لوله را تمیز کن، این قلبت را پاک کن. دلت را سالم کن از کینه توزیها، حسادتها، تکبرها، و صفات رذیله مختلف. پاک کن تا ما آب را جاری کنیم لاسقینا هم ماءاً غدقاً. اگر یک لوله آبی باشد که منبع آب است، یک تشنه ای هم اینطرف ایستاده، یک لوله آب پر از میکروب و کثافت. هیچوقت سازمان آب توی این لوله آب جاری نمی کند. اگر انسان قلبش پر از میکروب و صفات رذیله باشد خدای تعالی که حکیم است، حکمت را بر زبان این شخص برای دیگران جاری نمی کند. اگر شماها اهل تزکیه نفس باشید باید خودتان را پاک کنید. پاکی یعنی چه؟ یعنی نباید آزارم لااقل به همنوعم برسد، پاکی یعنی حسادت نداشته باش، کبر و غرور نداشته باش، بدخواه دیگران نباش، صفات رذیله نداشته باش، این یک قدم کوتاهی است در راه رسیدن به حقیقت.

 



+ | نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: الکوثر |

آخرين مطالب
کور و بینای واقعی
برکت در ماه رمضان
مغفرت پروردگار
رحمت خاص الخاص پروردگار

ماه میهمانی خدا
احیا ذکر
مسافر دنيا
لیله القدر
مصیبت حضرت زهرا وگریه با معرفت
امام زمان بر اعمال ما ناظر است.
حقیقت دنیا
معرفت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
خصوصیات اصحاب امام زمان علیه السلام
عبادالرحمان شويم.
ولادت امام کاظم علیه السلام
حق محمد و آل محمد
کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا
عشق را باور کنیم
امر ولایت دشوار است


منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

نویسندگان

توضيحات


بار الها: مادامی که عمر من در طاعت تو صرف گردد مرا زنده بدار و چنانچه عمرم چراگاه شیطان شود پیش از آنکه گرفتار خشم و غضب تو گردم جانم را بستان.
امام سجاد، صحیفه سجادیه، دعای مکارم اخلاق

دسته بندی ها
شناخت و معرفت به امام زمان
فاطمه فاطمه است
محرم ماه شهادت
تزکیه نفس

آرشيو مطالب
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

عناوین مطالب وبلاگ

پیوندها
سايت عصر ظهور
آيت الله سيد حسن ابطحي چه مي گفت؟
راهی بی انتها
بشری (رهنما)
مظلومان
پايگاه عقايد
يكي از شاگردان حضرت آيت الله ابطحي
به ياد عهدمان
نهر حكمت
عالم ماورا
غذاي روح
نورالانوار
مرد آسماني
سپاه مهدي
راه نور
اسوه
در محضر استاد
ما الحقيقه؟
طوطي صفت
ايران اسلام
راه فاطمه عليها السلام
ظهور صغري
سيد حسن ابطحي كيست؟
عرش و فرش
راه رستگاري
مهدويت وآخرالزمان
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ

Copy Right © http://alkowsar.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH